خرید بک لینک
زندگی را ورق بزن...! هرفصلش راخوب بخوان... بابهاربرقص،باتابستان بچرخ... اما به پاییز که رسیدی،سکوت کن... این بار من برایت از آبان میگویم... آبان" اسم کوچکمبود وپاییز... مادری که نافم را ازچناری زردبرید... هربار که برگی ازشاخه افتاد گنجشک ها دورتر شدند ومن باورم شد که اتفاق... ازکوچ پرستویی تنها سیاه تراست کمی بلند پروازی شاید، "خش خش" صدای من است، وتو عابری شاد... که جانم را تا استخوان نوازش میدهی.....

برچسب: نویسنده: آرتمیس زارعی‌پور تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 13:59

صفحه بندی